خرید بک لینک
دنیای نا امنروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)دنیای نا امنمن امروز زیر سرم بودمنه یه سرم معمولی زیر یک لیتر سرم اورژانسی با فشار ۴...همه چیز ساده استمن اجازه نمیدهم کسی از هانا عکس بگیره عکسشم برای کسی نمی فرستمتا اینکه دیروز بچه ها داشتن با گوشی خاله ام بازی می‌کردم و من دیدم چقدر خاله ام یواشکی از هانا عکس گرفتهآنجا مفصلا خاله ام رو شستم و گفتم کارش حق الناسه و محاله بگذرماما میدونید چی منو برد زیر سرمنه عکسنه واکنش مامانم که خجالت بکشنه ماست مالی خواهرمنه پاک کردن

برچسب: نویسنده: کاوه مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:31

کارت هویت کودکروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)کارت هویت کودکعزیزان اگر این روزها به مراسم بدرقه رهبر عزیزمون تشریف می برید محض احتیاط یکه چنین کارتی رو کردن بچه ها بندازید از اون مهم تر شماره تماس رو روی بخشی از بدن بچه ها بنویسید یه چسب کاغذی بزنید روش اطلاعات بچه رو بنویسید. من عمری باشه روز دوشنبه میرم و به جای هر کسی که دلش آنجاست قدم بر میدارم .التماس دعا دریافت کد آمارگیر سایتآمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: کاوه مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:31

روزگارروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)روزگار یک روزی یک جایی به این نتیجه رسیدم که کتاب بخوانم که چی ... یک روزی یک جایی به این نتیحه رسیدم که زبان دوم یاد بگیرم که چی ...یک روزی یک جایی به این نتیجه رسیدم که نجوم و عرفان و کوانتوم یاد بگیرم که چی ... یک روزی یک جایی حس کردم دیگه همینم که هستم ...نه می خواستم بهتر باشم نه می خواستم بفهمم عیبم چیه ...نه میخواستم بیشتر یاد بگیرم و نه می خواستم ادامه بدهم شاید چون هر انچه یاد گرفته بودم فقط درونم ته نشین شده بود ...شا

برچسب: نویسنده: کاوه مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:31

چندتا اپیزود از منروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)چندتا اپیزود از من + امروز بعد از ده روز مامان و بابا از مسافرت آمدن خدایی خیلی دلمون تنگ شده بود اما مامانم به طرز عجیبی هانا رو می چلوند و هانا هم حسابی ذوق کرد از قبل هم گفتن من برای هانا کفش خریدم و وقتی امدن با بستنی بهش دادند اما جالبه بین هدیه و مامانم ...هانا عزیزش رو می خواست و جلوی در وایستاده بود می گفت پدر بزرگ ! و ذوق میکرد ...پسرها بابام رو صدا می زنند باباجون ...هانا لیدر اعظم خودش انتخاب کرده بگه پدر

برچسب: نویسنده: کاوه مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:31

تدریسروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)تدریسدارم بخشی از تدریس هام رو می بینم تا برای سال اینده بدونم کارم چطوری هست و باید چی رو از حالا اماده کنم ...دارم می کاری رو می بیینم ...یه نمایش عروسکی برای تدریسش داشتم و هانا با دیدنش محو فیلم اموزشی من شده خوب به نظرم فعلا از دخترم نمره ی قبولی گرفتم چون خیلی خوشش امد و من خیلی ذوق کردم که اون خوشش امد . احتمال خیلی زیاد امسال مجازی هست ...منطقی هست الان شروع کنم و کم کم تدریس بگیرم اما تا شهریور سمتش نمیرم بگذار ببینم اوض

برچسب: نویسنده: کاوه مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:31

بد غذاییروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)بد غذایی تپیکال مردهای ایرانی اینکه اگر وارد خونه بشن و با یه خونه ی دسته گل و زن مرتب و بچه ی تمیز رو به رو بشن و ببیند غذا اماده است و شربت توی پارچ با یخ حسابی تگری شده و سالاد و زیتون و سبزی خوردن تر و تازه هست ...خوشحال میشن و تشکر می کنند حس می کنند بهترین زن دنیا رو دارند - مگه از قدیم نمی گفتن مرد هست و شکمش ؟ اما تپیکال رضا اینکه ...وای خونه رو باز جارو زدی ...قشنگ ردش هست ...ببین باز خودت رو خسته کردی خونه رو سابیدی

برچسب: نویسنده: کاوه مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:31

صفحه بندی